دو سال پیش نیز همایشی با همین نام و همین عنوان برپا شده بود و گردش کار و نتایج آن میتوانست نشانههای هشدار دهندهای درباره دومین نمونه آن باشد، یعنی همایشی که از امروز صبح در تهران برپا میشود و نزدیک به 1200تن از ایرانیان مقیم خارج کشور برای شرکت در آن دعوت شدهاند. برخی از گزارشها و اخباری که درباره همایش 11مرداد89 به کیهان میرسید، نه فقط تأسفآور، بلکه سوال برانگیز و نگران کننده بود و از احتمال بروز رخدادی ناخوشایند حکایت میکرد.
اخباری از مقدمه چینیها، زمینهسازیها، هزینههای چند ده میلیارد تومانی و بیحساب و کتاب، رایزنیهای داخلی و خارجی، تهدیدها و تشویقها، هویت برخی از ایرانیان دعوت شده، سوابق سوء و شناخته شده چند تن از دست اندرکاران اصلی همایش، صدور دستور العملها و امریهها خطاب به این دستگاه دولتی و آن مرکز امنیتی که مبادا ... و خبرهای مشابه دیگر، این تردید را پدید میآورد که ماجرا فراتر از "ناپختگی " و "ندانمکاری " باشد و خدای نخواسته کاسهای زیر نیمکاسه باشد!
این دفعه اما، زبان به کام گرفتیم و قلم به نیام کشیدیم تا مانند همیشه، اولین صدا را به اعتراض بلند نکرده باشیم و منتظر ماندیم که فلان مسئول حقوقی، فلان حافظ منافع ملی، فلان مرکز اطلاعاتی و امنیتی، فلان مسئول سیاست خارجی و ... صدایی به اعتراض بلند کند و به عنوان ابتداییترین وظیفه قانونی خود از برخی پلشتیهای آشکار در برپایی این همایش جلوگیری کند و یا اگر احیاناً با صدور دستورالعمل و امریهای از اعتراض منع شده است! دست کم در مقابل برخی پرسشهای جدی و نگران کنندهای که درباره این همایش و مسائل پیرامونی آن پدید آمده است، پاسخی ارائه کند، ولی متأسفانه- و همانگونه که حدس میزدیم- از آنانی که انتظار میرفت صدایی شنیده نشد و از آنجا که به قول امام راحلمان(ره)، صاحبان قلم- از جمله مطبوعات- هم درباره آنچه مینویسند مسئولند و هم درباره آنچه باید بنویسند و نمینویسند، چارهای جز پرداختن به ماجرا باقی نماند.
گفتنی است اخبار رسیده حکایت از آن دارد که برخی از دستاندرکاران برپایی همایش، تعدادی را مأمور پاسخگویی به اعتراض و انتقاد احتمالی کیهان کردهاند. گویی پیشاپیش میدانستهاند آنچه در پی انجام آن هستند به یقین با اعتراض کیهان روبرو میشود! و از سوی دیگر طی دو هفته اخیر، برخی از مسئولان در تماس با کیهان به گونهای غیرمنتظره، شرح مفصلی از آثار مثبت و مشعشع "همایش ایرانیان خارج از کشور " ارائه کرده بودند! که ظاهراً با هدف پیشگیری از اعتراض بود.
و اما، بعد از این مقدمه که ضروری به نظر میرسید، درباره همایش موسوم به "همایش بزرگ ایرانیان خارج از کشور " اگرچه گفتنیهای فراوانی هست ولی در این نوشته محدود، تنها به مواردی از آنها که اندکی از بسیارهاست اشاره و -فعلاً- بسنده میکنیم.
1-دعوت از ایرانیان مقیم خارج کشور و برپایی همایشی برای آشنایی آنان با پیشرفتها و تحولات حیرتانگیز جمهوری اسلامی ایران نه فقط اقدامی شایسته بلکه ضرورتی انکارناپذیر است. مخصوصاً آن که از چند میلیون ایرانی مقیم کشورهای خارجی فقط 3 تا 5 درصد آنها در شمار مخالفان نظام - اپوزیسیون- قرار دارند و اکثریت قریب به اتفاق آنان به وطن خویش و ارزشهای آن وابسته و دلبستهاند، از سوی دیگر بسیاری از ایرانیان مقیم خارج کشور نخبگان برجستهای در رشتههای مختلف علمی و تکنولوژیک هستند که میتوانند و تمایل دارند علم و تخصص خود را در اختیار هموطنان خود قرار دهند.
این در حالی است که دشمنان بیرونی با بهرهگیری از غولهای رسانهای و شیپورهای پرسروصدای تبلیغاتی از ایران و جمهوری اسلامی ایران چهرهای مخدوش و ناپسند ارائه دادهاند، بنابراین حضور این طیف از ایرانیان مقیم خارج کشور، اولا؛ تصویر معکوسی که دشمنان از ایران اسلامی ساختهاند را اصلاح میکند و ثانیاً؛ تبلیغات سوء قدرت های استکباری درباره "فرار مغزها " را به ورود آنان تبدیل خواهد کرد و طرفه آن که حساب یک مشت اپوزیسیون بیسواد و کاسه لیس را از انبوه ایرانیان دلبسته به اسلام و ایران جدا میکند و...
بنابراین، برپایی همایش با حضور ایرانیان مقیم خارج کشور مورد سوال نیست، بلکه پرسش آن است که آیا این همایش، همان است که باید باشد و یا در پوشش آن -خواسته یا ناخواسته- پای مسائل دیگری در میان است؟!
خدا بر درجات شهید مطهری بیفزاید که می فرمود، "اشاعره " در تاریکی کلاه "معتزله " را برداشتند و در حالی که موضوع مورد اختلاف آنها مسائلی نظیر "عدل الهی " و "حسن و قبح ذاتی اعمال " بود، به ناگاه نام خود را "اهل حدیث " گذاشتند تا این توهم پدید آید که "معتزله " به احادیث اعتقادی ندارند! و حال آن که به قول استاد شهید، معتزله به مراتب بیشتر از "اشاعره " اهل حدیث بودند. چیزی شبیه سرقت واژه "اصلاحطلب " از سوی عواملی که امروزه معلوم شده ستون پنجم مثلث آمریکا و اسرائیل و انگلیس بودهاند البته به هیچ وجه در پی اهانت به اشاعره نیستیم و از تشبیه آنان با گروههای موسوم به اصلاحطلب که فقط یک تمثیل است پوزش میخواهیم.
2- در این جملات دقت کنید "... مسئولین حکومت عقب افتاده و خونخوار جمهوری اسلامی ایران علیه هر آنچه ایرانی و انسانی است قیام کرده و قصد دارند نام میهن را به قهقرا ببرند و در این راه از هیچ خرابکاری و قتل و جنایتی ابا نخواهند داشت "! و یا به این اظهارنظر توجه کنید "... اسلامی بودن برای ما محدودیت ایجاد کرده است و میدان عمل ما را برای این که جایگاهی در جهان حاضر پیدا کنیم مشکل کرده است. مثلا سیاست ضداسرائیلی ما... "!
در این جمله نیز دقت فرمائید " اگر بخواهیم حرکت اصلاحی خود را از قانون اساسی شروع کنیم و جلو برویم باید بتوانیم در آینده نزدیک ولی فقیه را تحمل کنیم و در عین حال در جهت تغییر قانون مربوط به آن بکوشیم "!
خب! درباره این اظهارنظرها و صاحب این دیدگاه چه تصوری دارید؟ راه دوری نروید و به ذهنتان فشار نیاورید. ایشان یکی از اصلیترین دعوت شدگان به همایش ایرانیان مقیم خارج از کشور است و هم اکنون در اتاق شماره... هتل استقلال تهران در حال رایزنی و تبادلنظر با برخی از دست اندرکاران اصلی همایش است. او یک ضدانقلاب تابلودار است و همکار شناخته شده سازمان "سیا ". این آقا، سرشاخه ایرانیان دعوت شده از آمریکا برای شرکت در همایش است. او هوشنگ امیراحمدی است، معروف به دلال رابطه با آمریکا و عنصر ضدانقلابی که تغییر اسلامیت نظام را با جدیت دنبال میکند!
اگرچه نام و هویت بسیاری از دعوت شدگان به این همایش اعلام نشده است ولی کیهان از طریق افراد مومن و متعهدی که در جمع برگزارکنندگان همایش حضور دارند به نام و مشخصات برخی از آنها که هویتی کم و بیش مشابه هوشنگ امیراحمدی دارند، پی برده است.
اکنون سوال این است که افرادی از این قماش با چه انگیزهای به همایش دعوت شدهاند؟ آنها نظام جمهوری اسلامی ایران را "عقب افتاده "! و "خونخوار "! میدانند، اسلامی بودن نظام را "مشکلآفرین "! مینامند، حذف ولایت فقیه از قانون اساسی را دنبال میکنند و... این افراد که به گواهی اسناد موجود تغییر هویت ندادهاند، بنابراین باید پرسید که آیا برخی از دست اندرکاران دعوت از این افراد در خفا هویتی مشابه آنها دارند؟! و یا کسانی از همین قماش در میان دستاندرکاران برپایی همایش نفوذ کردهاند؟! هر سه احتمال، نتیجهای یکسان دارند، ندارند؟!
3- مگر قرار نبود از ایرانیان دلبسته به این آب و خاک و ارزشهای اسلامی آن که اکثریت هموطنان مقیم خارج کشور را تشکیل میدهند برای شرکت در همایش دعوت شود تا زمینه برای مشارکت آنان در عمران و آبادانی، سرمایهگذاری، خدمت به هموطنان خویش و... فراهم گردد؟ و در همان حال تودهنی محکمی باشد به قدرتهای خارجی و چند درصد اپوزیسیون کاسه لیس آنها؟! اگر قرار این بود- که بود- و چنانچه بر این نکته تصریح شده بود- که شده بود- چرا به جای آنان، افرادی از همان چند درصد محدود اپوزیسیون و اراذل و اوباش کاسه لیس آمریکا و اسرائیل و انگلیس را به همایش دعوت کردهاید؟!
4- مسئولان همایش اعلام کردهاند برخی از دعوت شدگان نگران بودهاند که مبادا در ایران مورد بازخواست قرار گیرند! که باید پرسید، مگر طی 31 سال گذشته انبوهی از هموطنان ایرانی مقیم آمریکا و اروپا آزادانه و بدون کمترین مانعی به ایران سفر نکرده و هم اکنون نیز این سفرها ادامه ندارد؟! بنابراین آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است؟ و پرسش آن است که این عده از دعوت شدگان چه کسانی بودهاند که به خاطر سوابق سوء خود از حضور در ایران بیم داشتهاند؟! آیا این نکته نیز حکایت از آن ندارد که شماری از دعوت شدگان از همان قماش اپوزیسیون هستند؟! و گرنه طی 31 سال گذشته، هیچگاه راه ورود برای ایرانیان مقیم خارج از کشور و فاقد سوابق سوء بسته نبوده و نیست.
5- به این بیان حکیمانه امام راحلمان(ره) که در بیانات رهبرمعظم انقلاب نیز بارها آمده است توجه کنید. به یقین، این روزها را میدیدهاند و برای همین روزها فرمودهاند؛ "آغوش کشور و انقلاب همیشه برای پذیرفتن همه کسانی که قصد خدمت و آهنگ مراجعت داشته و دارند گشوده است، ولی نه به قیمت طلبکاری آنان از همه اصول، که چرا "مرگ بر آمریکا " گفتید! چرا جنگ کردید! چرا نسبت به منافقین و ضدانقلابیون حکم خدا را جاری میکنید؟ چرا شعار "نه شرقی و نه غربی " دادهاید؟ چرا لانه جاسوسی را اشغال کردهایم و صدها چرای دیگر "
اکنون جای این سوال از برخی دستاندرکاران همایش یاد شده است که آیا شما آقایان از همین افراد دعوت نکردهاید؟ اسناد موجود که نشان میدهد چنین کردهاید. بنابراین، به ادامه همان بیانات حضرت امام(ره) توجه کنید؛ "تا من هستم نخواهم گذاشت حکومت به دست لیبرالها بیفتد، تا من هستم نخواهم گذاشت منافقین اسلام این مردم بیپناه را از بین ببرند، تا من هستم از اصول "نه شرقی نه غربی " عدول نخواهم کرد " (صحیفه امام جلد 21 ص 286) و همه میدانند که امام راحل ما (ره) هنوز هم در میان ماست و خامنه ای، خمینی دیگر است.
6- اشاره به این نکته نیز ضروری است که نوشته پیش روی به هیچ وجه در پی تعریض و متهم کردن اکثریت دعوت شدگان به همایش مورد اشاره نیست بلکه شماری از آنان حضور برخی از افراد بدنام و بدسابقهای را که به همایش دعوت شدهاند، اهانت به خود میدانند و از شرکت این عده در همایش با توجه به سوابق شناخته شده آنها ابراز تعجب میکنند.
7- و بالاخره، اگرچه گفتنیهای دیگری نیز دراین باره هست که شنیدنی است ولی به همین اندازه بسنده میکنیم و امیدواریم برادر ارجمندمان جناب آقای دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور مردمی و متعهد کشورمان از سوءاستفاده کسانی که با بینش و منش ایشان هیچ نسبتی ندارند، و برای بهرهگیری از همایش یاد شده کیسه دوختهاند، جلوگیری کنند.







