به گزارش خبرنگار فیرنا، حجتالاسلام فرامرز سهرابی، عضو هیئت علمی مؤسسه آینده روشن، در نشست «فلسفه سیاسی انتظار» گفت: به لحاظ زبانشناسی در عصر و زمان غیب به سر میبریم و هر زمانی ادبیات خاص خودش را دارد. زمان غیبت نیز ادبیات ویژه خودش را دارد که فرهنگ انتظار و مهدویت است.
وی گفت: در زمان حال و با توجه به زبان فرهنگ انتظار و مهدویت، خردمندان باید کانونیترین و پایهایترین و اساسیترین مسئله این فرهنگ و زبان را بازشناسی کنند.
وی افزود: برای اینکه به این هدف برسیم باید مسیر خردورزی و فرآیند پژوهشی را تعقیب کنیم. یعنی در گام نخست، مسئلهشناسی کرده و بدانیم در عصر غیبت اساسیترین مسئله چیست و پس از آن به حل مسئله بپردازیم.
سهرابی ادامه داد: به نظر میرسد مسئله اساسی و مورد توجه در عصر غیبت و برای تبیین و تدوین نظام فرهنگ انتظار، بلوغ اجتماعی است.
وی تأکید کرد: در طول تاریخ، خدا برای هدایت و رشد انسانها، انبیاء و اوصیاء را فرستاد ولی به خاطر نبود قابلیتهای لازم در جامعه بشری، مردم همه آنها را به مسلخ و شهادت رساندند. حال که آخرین ذخیره برای هدایت بشر باقی مانده است و تا نرسیدن مردم به قابلیت و بلوغ اجتماعی شرایط تحقق ظهور فراهم نخواهد شد.
سهرابی درباره چگونگی حل مسئله مطرح شده به تعریف بلوغ اجتماعی پرداخت و گفت: با تأملی اندک به آموزههای دینی ـ به خصوص دعای افتتاح در ماه مبارک رمضان ـ سه شاخصه را به خوبی میتوان شناسایی کرد. اولین شاخصه برای ایجاد بلوغ اجتماعی، رغبت اجتماعی به دولت کریمه است. شکایت اجتماعی و استعانت اجتماعی نیز شاخصههای دیگر این بلوغ هستند.
وی افزود: اگر این سه شاخصه در لایحهها و سطوح و بدنه اجتماعی جوامع بشری شکل بگیرد، میتوان گفت که بلوغ اجتماعی شکل گرفته است.
وی در ادامه سخنان خود با تأکید بر اینکه رغبت و میل شوق به دولت کریمه از زیرساختیترین مراحل بلوغ اجتماعی است، گفت: در طول تاریخ، جبهه شیطان و شیاطین در مقابله با جبهه حق و انبیاء بر آن بوده است تا دشمنی خود را براساس فرآیند خاص فرهنگی نمایان کند.
سهرابی گفت: آنها تولید مفاهیمی کردند که به لحاظ محتوا بیمعنا بودهاند. سخنان تهی، میانتهی و بیمحتوای خود را بزک شده و با هدف فریب بیان کردند بر همین اساس است که میگوییم تبلیغ باید بر محور تبیین حق قرار بگیرد.
عضو هیئت علمی مؤسسه آینده روشن افزود: شیاطین فرآیند اسقا، ارضا و اقتراف را ترویج میکردند.
آنها با رفتار خود به دنبال اسقای قلوب کسانی هستند که ایمان به آخرت در آنها شکل نگرفته است و اسقاء مرحله آغازین اساسی میل و رغبت و شوق اجتماعی است.
وی تأکید کرد: استراتژیها و جامعهشناسان به دنبال آن هستند که قلوب مخاطبین را جذب کنند. ذائقه را میسازند و مهندسی میکنند و وقتی اسقاء شکل گرفت به دنبال آن ارضاء و رضایتمندی به وجود میآید و بعد رفتارسازی یعنی اقتراف تشکیل میشود.
سهرابی در ادامه سخنان خود اظهار کرد: دولت کریمه به دنبال آن است تا کرامتهای وجودی انسان را بروز دهد و مدیریت کند و از ذلتها رهایی بخشد.
وی افزود: دولت کریمه دو هدف اساسی دارد. دعوتگری به طاعت و عبودیت به خداوند متعال که اساسیترین هدف آن است و رهبری و مدیریت در راه و مسیر الهی بودن.
وی افزود: دولت کریمه انسان را در ساحت یک خانه، اجتماع و 70 سال نمیبیند و او را وجودی بیکران و جاودانه تعریف میکند و تمامی عوامل غیر و شهود و دنیا و آخرت را با رویکرد کرامتبخشی قلمرو خود میداند.
وی تأکید کرد: با این نگاه وقتی فلسفه سیاسی شیعه را نگاه میکنیم، در تمامی دورههای اجتماعی شوق و رغبت شکوفه میزند و مبدأ میل اجتماعی، به سمت دولت کریمه حرکت میکند.
سهرابی تأکید کرد: شیعه می داند تنها دولت کریمه، کرامت دنیوی و اخروی او را تأمین میکند؛ چون به خوبی در تاریخ تجربه کرده که انسان از تنگترین مدیریت سیاسی یعنی دیکتاتوری و گشادهترین مدیریت سیاسی یعنی لیبرالیستی سرگردان بوده است.
وی در ادامه با بیان اینکه بشر به هر آنچه که می خواسته دست یافته است، گفت: اگر بخواهیم منجی نیز بیاید حتماً این اتفاق خواهد افتاد. اینجاست که میفهمیم دعا چه اثری برای فرج دارد؛ به همین دلیل است که امام زمان (عج) از شیعیانش دعای زیاد برای فرج میخواهد. باید دست به دعا برداریم و برای تعجیل در فرج دعا کنیم که به فرموده امام زمان گشایش و فرج شخصی و عمومی میآورد. حجتالاسلام سهرابی در پایان سخنان خود درباره چگونگی دست یافتن به راهبردهای اساسی عصر غیبت گفت: معرفت عمیق به امام زمان (عج)، دعا و انتظار راهبردهای اساسی عصر غیبت هستند.
بهروز لک: عدالت تنها یکی از نتایج استقرار حکومت مهدوی است
به گزارش فیرنا، حجتالاسلام غلامرضا بهروز لک، رئیس پژوهشکده مهدویت و آینده روشن، در ادامه این نشست، گفت: فلسفه سیاسی یعنی اینکه انسان با رویکرد تحلیل عقلانی به سراغ مفاهیم و مباحث برود و نتیجهگیری کند و هنگامیکه از فلسفه سیاسی اسلامی سخن میگوییم، یک سری مبانی و پیشفرضهای دیگری نیز مطرح میشود.
وی در ادامه به بررسی فلسفههای سیاسی مختلف پرداخت و در تعریف آنها گفت: برخی فلسفههای سیاسی غایتگرا و آرمانگرا هستند و سعی میکنند تجویز نهایی را برای جامعه مطرح کنند. این تفکر یوتوپیایی آرمانشهر خودشان را مطرح میکنند. مانند آنچه که افلاطون در کتاب «جمهور» خود ذکر کرده است. پس از گذر چند قرن، به تدریج در دوره مدرنیته به معضلگرایی و حل معضلات تمرکز شده است.
وی افزود: فلسفههای سیاسی دیگری هم داریم که تکاملی هستند و انسان را در دوره تکامل مینگرند، مثل آنچه که هگل اعلام کرده است. این تکاملگرایی گاهی خطی و گاهی تصاعدی و زیگزاگی است. فلسفه سیاسی دیگری داریم که انحطاطی است و در تفکر شوپنهاور بیشتر از تکامل به انحطاط توجه شده است.
رئیس پژوهشکده مهدویت و آیندهپژوهی در ادامه تصریح کرد: رویکرد دیگر در تقسیمبندی فلسفههای سیاسی این است که بعضیاز آنها ارادهگرا هستند و برای بشریت اراده قائلاند. فلسفههای سیاسی هم داریم که جبرگرا هستند.
بهروز لک در ادامه تصریح کرد: ما اگر بخواهیم فلسفه سیاسی را تعریف کنیم که بتوان آموزه انتظار را در آن مطرح کرد، باید شروطی را در آن بگنجانیم که عبارتند از اینکه ارادهگرایی بشر را در مفهوم خودش بپذیرد و همچنین توجه داشته باشیم که فلسفهای سیاسی میتواند انتظار را به خوبی پرورش دهند که به شکل یوتوپیایی نگاه کنند. آن فلسفه سیاسی که نتواند از دید فشار این معضلات و حل آن بیرون بیاید، نخواهد توانست آموزه انتظار را مطرح کند.
وی افزود: همچنین این فلسفه سیاسی باید تأملات عقلی و حیطه آن را تا حدی مشخص کند.
این پژوهشگر حوزه مهدویت در ادامه سخنان خود گفت: حال برای اینکه بتوان ظرفیتسنجی کرد تا آموزه انتظار را در فلسفه سیاسی اسلامی قرار داد، چند پرسش زیر ساختی و مبنایی مطرح میشود و نخستین آن این است که آیا میتوانیم جامعه مطلوب را تشخیص دهیم و یا نه؟ در منطق شیعی، ما در جامعه زندگی نمیکنیم که نیازهایمان برطرف شود؛ بلکه زندگی میکنیم تا حول یک امام قرار بگیریم.
وی افزود: یکی از مبانی طرح آموزه انتظار در فلسفه سیاسی اسلامی با محوریت شیعه این است که انسانها نمیتوانند بدون امام زندگی کنند.
بهروز لک ادامه داد: سؤال دیگر این است که ما چه غایتی داریم که نگاه انتظار ما یک فلسفه سیاسی دهد. آیا غایت ما سعادت و تکامل است و یا عدالت، و اصولاً چیست؟
وی در ادامه با ابراز تأسف از برخی اعتقادات انحرافی به مهدویت در جامعه گفت: انتطار به چند شکل مطرح میشود که یکی از آنها انتظار امدادی است. یعنی کسی بیاید و مشکل ما را حل کند. اگر ما به انتظار برای حل مشکل شخصی توجه کنیم، دچار نقص هستیم. گاهی نگاه سوسیالیستی به مهدویت داریم تا به عدالت برسیم. عدالت مفهوم بزرگی است؛ اما همه خواسته ما از مهدویت نیست.
وی تأکید کرد: نگاه عدالتمحور به آرمانشهر دولت کریمه، ناقص و از نگاههای اشتباهی است که در جامعه مطرح میشود. اگر نتوانیم از فلسفه انتظار امروزین، کارکرد امروزین بگیریم، ناقص عمل کردهایم.
وی در ادامه با بیان اینکه فلسفه سیاسی عقل محض نیست گفت: عقل یعنی بیطرفی و امروز ثابت شده که علم خنثی و بیطرف وجود ندارد و محصول پیشفرض و مشاهده است. ما فلسفه سیاست اسلامی را به این معنا میگیریم که از آبشخورها و مفاهیم دینی نیز بهره میگیرد.
وی در ادامه با طرح این پرسش که بهتر است به دنبال چه نوع فلسفه سیاسی در ایران باشیم، گفت: فلسفه سیاسی فارابی، ابنسینا و یا شیخ اشراق میتواند پاسخ این سؤال باشد؛ اما به تازگی در قم اقدامی شروع شده که حکمت سیاسی متعالیه نام دارد. ما باید براساس میراث بزرگ حکمت متعالیه که ملاصدرا ایجاد کرده است، بحث خود قرار دهیم و مسائل خود را حل و فصل کنیم و ملاصدرا نیز برای ایجاد حکمت متعالیه از قرآن، شعور و نقل استفاده کرده است.
حجتالاسلام غلامرضا بهروز لک در پایان سخنان خود با بیان اینکه وضعیت مطلوب، وضعیتی است که براساس رهبری آسمانی و با قوانین دینی باشد، اظهار کرد: برای طراحی فلسفه سیاسی انتظار باید موارد پذیرش اراده بشر، تصویر یوتوپیا نقش توأمان نقل، عقل و وحی را مورد توجه قرار دهیم.


