مقدمه :
در واژهنامههای فارسی معانی و برداشتهای متنوعی از کلمه "بازی " مشاهده میشود که مرور بر آنها خود میتواند بنمایه یک پژوهش باشد. با مرور بر پارهای از اصطلاحات و ضربالمثلهایی که در زبان فارسی پیرامون این واژه یا با استفاده از آن شکل گرفته به تنوع معانی تا حدودی کنایی و استعاری آن پی میبریم. در معنی ساده بازی فعالیت جسمی یا ذهنی برای سرگرمی یا تنوع (صدری افشار، 1381، ص 184) تلقی شده است و معانی دیگری چون اجزای نقش و فعالیت ورزشی هم از آن برداشت میشود. این کلمه مجازا کار بیهوده و فریب و نیرنگ نیز معنی میشود. در تعریف دیگر بازی به عنوان وسیله رفع خستگی و تنآسایی، استراحت و لذت به کودکان خدمت میکند (کلان، 1371، ص 126). بیشتر مردمشناسان و رفتارشناسان بر این باور هستند که هدف بازی در انجام مراحل آن نهفته است. بازی سنتی و قومی، فعالیت جسمی یا ذهنی و سرگرمکنندهای است که، بیآنکه منشاء شناختهشدهای داشته باشد توسط مردم ابداع و در طول زمانهای متمادی به کار گرفته شده است. بازی کردن به معنای این است که برای لحظاتی از زندگی چیزی جز آنچه هست نخواهیم و هیچ هدفی غیر از خود آن نداشته باشیم. (بوسکه، 1370، ص 13).
ریشه بازیهای سنتی و قومی در خرد جمعی است و این بازیها زاده روابط و شرایط اجتماعی زمان ابداع خود است. هدف آنها افزون بر پرورش جسم، پرورش ذهن، کسب لذت و آرامش؛ پاسخگویی به نیازهای عاطفی، زیستی، اجتماعی، تخیلی و شناختی انسانهاست.
بازی در همه جا و همه چیز حضور دارد و به اشکال مختلف در همه تمدنها جلوه کرده است.
جامعهشناسان بر این نکته تاکید دارند که بازیها در فرآیند اجتماعی شدن و فرهنگ پذیری فرد در جامعه نقش موثری دارند... (دورسونف 1370، ص 34).
بازیهای قومی و سنتی از درون زندگی مردم عادی برخاستهاند، لذا ارتباط تنگاتنگی با روند زندگی روزمره آنها داشتهاند. بازیهای ساده و کاربردی گاه تمرینی برای فعالیتهای روزانه بودهاند. مردم عادی برای مقابله با طبیعت و امرار معاش نیازمند بدنی ورزیده و مقاوم بودهاند.
بازی وسیلهای بوده است که ورزیدگی آنها را بالا میبرده و اوقات فراغتشان را نیز پر میکرده است. بازیهای میدانی ورزشی که نوعی رقابت و مبارزهجویی در آنها دیده میشود، ازاین نوع بازیهاست. انواع کشتیهای محلی در جامعه روستایی و مسابقههای اسبدوانی در بین ایلنشینان از آن جمله است.
بازیها گاه صرفا جنبه سرگرمی داشته و ارتباط چندانی با حرفه مردم نداشتهاند و مردم فقط برای فراموش کردن دشواریهای زندگی به آن رو میآوردهاند. این بازیها البته از جنبههای هوش ورزانه و راهبردی بیبهره نبودهاند، نظیر دوزبازی و ترنا بازی. سادگی، بیتکلف بودن و انعطافپذیری در زمان، مکان، تعداد بازیکنان، مقررات بازی و در دسترس بودن ابزارهای آن؛ مهمترین ویژگیهای بازیهای سنتی و قومی است. همین ویژگیهاست که میل به بازی را در مردم دامن میزده و همگان را از پیر و جوان و کودک به میدان فرا میخوانده است، به طوری که همه مایل بودهاند بازیکن باشند تا تماشاگر. فقط در معدود بازیهای نمایشی یا ورزشی که پیش زمینهای از استعداد و توان لازم بوده است، تعداد بازیگران از تماشاگران کمتر بوده است.
در یک کلام میتوان هدف بازی را بیدار کردن ظرفیت اشخاص برای لذتجویی از زیبایی، محبت، همکاری و کمک به آگاه شدن از این لذت دانست و انگیزه انسان را برای روی آوردن به بازی در کنجکاوی و کاوشگری خلاصه کرد و ایجاد آمادگی در فرد برای رویارویی با وضعیتهای غافلگیر کننده را بر آن افزود (بوسکه، 1370، ص 13). گو اینکه آنچه از روی آوردن به بازیهای سنتی نصیب کودک میشود قابل پیشبینی نیست ولی حرکات بدنی نشاطآور نظیر نشستن، برخاستن، دایرهوار چرخیدن، دست زدن، تعقیب و گریز که عامل مهم تقویت عضلات هستند، همراه با تخیلات که رشد کلامی را به ارمغان میآورد و اندیشه ورزی که راهکارهای مناسب را در موقعیتهای خطیر مییابد؛ به سه نیاز تحرک جسمی، تحرک ذهنی و رشد کلامی کودک پاسخ میگوید. ضمنا بازی، تمرینی است برای همراهی با جمع، رقابت، تمرکز، مدارا، رعایت نظم که همگی از مهارتهای زندگی اجتماعی است. در عین حال نمیتوان نکتههای دقیق آموزشی و تربیتی این بازیها را که نامحسوس و در بطن آنها نهفته است نادیده گرفت.
بازیهای سنتی فعالیتهایی جوشیده از درون زندگی، با اتکا به ابزارها و مقرراتی ساده و کمهزینه، اما ثمربخش و شادیآفرین است؛ که شادی حاصل از آن کمترین پاداش کسانی است که به این بازیها میپردازند. آن هنگام که کودکان به تلاش برای غلبه بر دشواریهای یک بازی بر میخیزند و از حداکثر استعداد و توانایی خود بهره میبرند، تنفسی پدید میآید که به کودک لذت و هیجان میبخشد، و همین نکته سبب تفریح او میشود.
تاثیر روانشناختی بازیهای سنتی بر کودکان
تجربههای دوران کودکی که در مواردی توسط بزرگسالان برای کودکان طراحی شده است سبب رشد روانی کودکان میشود. در فرآیند رشد روانی، کودک عواطف گوناگون را میشناسد، میآزماید و تجربه میکند. حس برتری طلبی، مهرورزی، خشمهای فروخورده، ترس، و ... همه به گونهای مجاز و بیخطر اجازه بروز مییابند. بازیها یکی از درخشانترین زمینههای این تجربهها به شمار میآیند. کودکان در انجام فعالیتهایی که به مهارت نیاز دارد ناکارآزموده هستند و میتوانند از راه بازیهای تقلیدی این امور را تجربه کنند. آن هنگام که کودکان موفق به انجام بازی میشوند به نوعی رضایتمندی از خود و اعتماد به نفس دست مییابند. آنها بر ترسهای خود غلبه میکنند، عواطف و احساسات خود را بدون ترس از سرزنش شدن بروز می دهند و تواناییهای خود را در رویاروی با موقعیتهای دشوار محک میزنند و در واقع به نوعی خودشناسی میرسند. بازیهای سنتی و قومی به دلیل تنوع و وسعت، میدان عمل مناسبی برای بروز این عواطف است.
کودکی که از دنیای ناشناخته پیرامون خود میهراسد از طریق بازیهای میدانی آن را میشناسد و مفاهیم مختلفی نظیر شب، روز، تاریکی، گرما، سرمایه و درد را تجریه میکند. جهان بازی برای کودک بستری مناسب برای کشف و شناخت است و از این نظر هیچ تجربهای نمیتواند با آن برابری کند. به خصوص آنگاه که کودک به مدد تخیل قوی و پویای خود در شکل گیری مراحل و مقررات بازی نقش فعال داشته باشد. زیرا بازی دقیقا به تخیل مربوط است.
تجربه ذهنی تخیل به صورت بیان فعال در شکل بازی انجام میشود (کلان، 1371، ص 15). کودک از راه بازی به نوعی تعادل و آرامش روانی میرسد، از خود احساس رضایت میکند و به سلامت جسم و روان و نشاط و سرزندگی دست مییابد.
تاثیر جامعهشناختی بازیهای سنتی بر کودکان
جامعهپذیری مرحلهای از رشد کودکان را تشکیل میدهد. کودکان نیز پس از کشف هویت و موجودیت خویش به شناخت دیگران و جامعه روی میآورند و به تدریج با شرایط زندگی اجتماعی آشنا میشوند. آنها دیگران را به رسمیت میشناسند و در خود مهارتهای زندگی جمعی را پرورش میدهند. کودکان در بازیهای جمعی نظم، همکاری، مدارا، رعایت نبوت، پیروی از رهبر گروه، احترام به قانون، همفکری و مشارکت در برنامهریزی را تمرین و تجربه میکنند. توانایی در بازیهای گروهی، کودکان را در فعالیتهای اجتماعی دیگر نیز توانا میکند و از آنها انسانهایی میپروراند که در موقعیتهای گوناگون قادر به همسازی اجتماعی خواهند بود و همین نکته رمز بقای زندگی اجتماعی انسان است. انجمن جهانی تعلیم و تربیت دوران کودکی افزون بر آنکه بر نقش بازی در رشد جسمی و روانی و شناختی کودکان تاکید میگذارد اهمیت ویژهای نیز برای رسیدن به مهارتهای اجتماعی از طریق بازی قائل شده است و "بر این باور است که بچهها از راه بازی مستمر که در واقع شیرینترین و فشردهترین آموزش دوران زندگیشان است تجریه میاندوزند و به مهارت میرسند. " (ایزنبرگ؛ کوئیز؛ تالنی، [بیتا]، ص 148). تردیدی نیست که آنچه کودک در قالب بازیهای گروهی و حتی فردی تجربه میکند با زندگی بزرگسالی او بیارتباط نیست زیرا او را به تمرین مهارتهایی وا میدارد که عملا مهارتهای اجتماعی تلقی میشود و در تمام طول حیات آدمی سبب ساز متعادل شدن رفتارهای اجتماعی میشود. به گفته یکی از کارشناسان تعلیم و تربیت در این هنگام که انسان به قرن بیست و یکم گام میگذارد برخوردار بودن از مهارتهای بنیادین برای بشر اعتبارآفرین است. بازی فرصتهایی برای رشد انعطافپذیری و خلاقیت کودک فراهم میاورد که میتواند در کسب این اعتبار سهمی داشته باشد. (همان، ص 155).
حال با در نظر گرفتن سادگی، وسعت و انعطافپذیری بازیهای سنتی و قومی که کودک را خلاقانه دعوت به سهیم شدن میکند؛ میتوان به امکان بالقوهای که در اختیار خانواده، مهد کودک و مدرسه قرار دارد پی برد. امکانی که برنامهریزی درست برای استفاده بجا و صحیح از آن میتواند برای رشد مهارتهای اجتماعی کودکان زمینهای مساعد را تدارک ببیند.
بازیهای سنتی و بازیهای کالایی
در ویژگیهای بازیهای سنتی مطرح شد که تنها نفس بازی و پرداختن به آن است که دارای اهمیت است و سبب سازندگی میشود؛ حال آنکه در بازیهایی که امروز در بین کودکان و بزرگسالان رایج است، محدودیتهای بسیاری مشاهده میشود که نه تنها سبب عدم تمایل آنها به انجام بازی میشود بلکه در پارهای موارد واکنش منفی نیز به وجود میآورد. ظاهرا بازی از عصر نوسنگی تاکنون کماهمیتتر و حاشیهایتر شده است و در جهت هدفهای دیگر منحرف شده است. امروزه بازیها ارزش بازاری جدیدی یافتهاند. انواع بازیها در کنار سینما، تلویزیون، کتاب، مجلات، صفحات موسیقی، ورزشی و جهانگردی مهمترین صنعت کشورهای پیشرفته صنعتی شدهاند (بوسکه، 1370، ص 15). این در حالی است که از تعداد فعالیتهایی که بتوان به شکل سنتی و صرفا به خاط نفس بازی به آنها پرداخت کاسته شده است. به عبارت دیگر لذت بردن مردم از اوقات فراغتشان و پرداختن به فعالیتهایی نشاطبخش، خلاق و پویا در آن زمان در دایره مسدود و محدود منفعتطلبیها گرفتار آمده است. در پشت ابداع، عرضه و رواج بسیاری از این بازیها بیش از آنچه منافع مردم به خصوص کودکان ملحوظ شده باشد؛ منافع سودجویانه تولیدکنندگان مورد نظر بوده است. همین امر هدف واقعی بازی را منحرف میکند. نتیجه چنین روندی باعث به حاشیه رانده شدن تمام کسانی است که میل به بازی دارند اما امکان مالی برای فراهم کردن وسایل و ابزارهای بازی را ندارند، بسیاری از این بازیها به حرفههای سودآور تبدیل شده و این امر سبب شده است که به تدریج مرزهایی که بازی را از کار و فعالیت جدا میکرد، برداشته شده است. زمانی که تنها دلیل بازی، بردن باشد (زمان، تجربه، پول) آنگاه بازی دیگر فعالیت گذران اوقات فراغت و هنر لذت بردن از وقت اضافی نیست، بلکه وسیله ای است برای گذران زندگی (شینز، 1370، ص 21). رقابت سالم توام با رفاقتی که در بازیهای سنتی وجود دارد به دلیل همین امر، تبدیل به رقابت دو حریفی میشود که بر سر مرگ و زندگی مبارزه میکنند. یک طرف برد است و ثروت و مکنت و کاپ قهرمانی و افتخار و طرف دیگر حسرت است و محرومیت، پس باید تا پای جان ایستاد، حتی اگر به قیمت حذف کامل حریف باشد. آنچه در ورای چنین فعالیتهایی جریان مییابد بازی به قصد لذت و کسب نشاط و سلامتی و سرزندگی نیست بلکه نوعی ستیزه جویی است که نتیجه آن شادی و پیروزی یک طرفه به قیمت ناامیدی و سرخوردگی طرف دیگر است.
جهان پیشرفته صنعتی اکنون دریافته است که کودکان با در اختیار داشتن همه امکانات پیشرفته و ابزارهای گران قیمت دچار نوعی انزوای ناخواسته شدهاند. بازی با ماشینهای مکانیکی یا التکرونیکی جای بازی با حریفان زندهای را که میتوانستند صدای نفسهایشان را بشنوند گرفته است. فضای بازی نیز که بیشتر دامن طبیعت بود به داخل فضاهای بسته و در میان دیوارها منتقل شده است. به این دلیل است که متخصصان بازی در کشروهای پیشرفته اراده کردهاند که با برگزاری سمینارها و کنفرانسهای بین المللی و برپایی جشنوارههایی که در آنها بازیهای سنتی انجام میشود، سر زندگی و نشاط و در دامن طبیعت زیستن را دوباره به نسل جوان خود بازگردانند.
برخی کشورهای در حال توسعه نیز از منظر دیگری به این بازیها مینگرند. نبودن امکانات، ابزارها و فضاهای کافی بازی برای همه کودکان و نوجوانان و دیدن تجربه کشورهای پیشرفته، آنها را بر آن میدارد که به زنده نگه داشتن و احیاء آن دسته از بازیهای سنتی خود بپردازند که هنوز برای کودکان و نوجوانان جاذبه کافی دارند و به دلیل سادگی در اجرا و مقررات تقریبا در همه وقت و همه جا قابل استفاده هستند و به این ترتیب با روحیه خمودگی و سرخوردگی در نسل جوان خود مبارزه میکنند.
بازیهای با سنگ در ایران
اگر بخواهیم بازیهای سنتی ایران را بر اساس ابزار آنها طبقهبندی کنیم، به این نتیجه میرسیم که بسیاری از بازیها نیازمند ابزار به خصوصی نیستند. در بازیهایی که استفاده از ابزار ضرورت پیدا میکند یا آنها را از میان در دسترس ترین و فراوانترین اشیاء پیرامون خود بر میگزینند، یا با اندک تغییری در این اشیاء آنها را به صورت ابزار بازی در میآورند.
بر اساس اطلاعات کتاب راهنمای بازیهای ایران، چوب، خاک، سنگ، پارچه، استخوان، طناب، توپ، کلاه، کمربند و گردو متداولترین ابزار بازیهای سنتی ایران به شمار میآیند که پس از چوب، سنگ در مرتبه دوم قرار دارد (قزل ایاغ، 1379، مقدمه). در سرزمینی که سطح آن بیشتر خاکی است تا فضای سبز، استفاده از سنگ به عنوان ابزار بازی کاملا پذیرفته شده است. که در دسترس بودن سنگ یکی از عوامل مهم روی آوردن به این ابزار ساده در سراسر ایران است.
بازی یه قل دوقل و انواع آن در ایران
یهقل دو قل فراگیرترین بازی ایرانی است و در هر قسمت از کشور با نامی خاص خود خوانده میشود .
ابزار بازی سنگریزههای کوچک یا ریگ است که در طبیعت به فراوانی یافت میشود. لذا، این بازی به هر کجای جهان که سفر کند نیاز به ابزار خاصی ندارد.
سنگ به دلیل استواری و استحکامش، در طول انجام بازی، نه تخریب میشود و نه آسیب میبیند.
تهیه ابزار این بازی برای بازیکنان هزینهای در بر ندارد و به راحتی میتوان آن را از آلودگیها پاک کرد و تمیز نگه داشت لذا کودکان و نوجوانان را در معرض خطر قرار نمیدهد.
این بازی به مکان وسیعی نیاز ندارد و در همه جا، از جمله روی زمین، روی تخت و در فضایی کوچک قابل اجرا است.
تعداد بازیکنها در یهقل دو قل بسیار انعطافپذیر است. این بازی، گروهی است و با حضور دستکم دو بازیکن انجام میشود. این تعداد تا هشت نفر هم توصیه شده است. آن چیزهایی که بر روند این بازی تاثیر میگذارند: تفکر، تمرکز حواس، هماهنگی دست و مغز، تعامل با دیگران، سازماندهی و رقابت شیرین و سازنده هستند.
مراحل انجام بازی نیز کم و زیاد میشود به طوری که در نمونههای ثبت شده از پنج حرکت تا چهل و هشت حرکت را در بر میگیرد. میتوان آن را در رقابت فرد با فرد، یا گروه با گروه تجربه کرد و در هر دو حالت حق انتخاب با بازیکن است. در مجموع انعطافپذیری نکته مثبت بازی یهقل دوقل است.
از آنجا که بازی یه قل دوقل نوعی بازی مهارتی است کودک میتواند با انجام سادهترین حرکتها بازی را آغاز کند و از طریق بالا بردن مهارتهای خود به مقام استادی برسد. (بالا انداختن ریگها و گرفتن آنها با پشت دست میتواند یک بازی مستقل تلقی شود و آنقدر بر روی آن تمرین شود تا با تکیه بر این مهارت بتوان به مراحل دشوارتر بازی وارد شد). مشاهده و تمرکز دقیق و برنامهریزی سبب اجرای موفقیتآمیز بازی میشود. با رقابت سالم و اتکا به خلاقیت فردی برد و باخت بازی نیز لذتبخش میشود به طوری که در پایان برنده و بازنده هر دو از روند بازی احساس رضایت میکنند، زیرا بازیکنان آنچه در توان داشتهاند به میدان آوردهاند تا انجام مراحل بازی هم برای آنان و هم برای کسانی که ناظر بازی هستند، جذاب و دوستداشتنی و پرهیجان شود.
تعامل یکی دیگر از دستاوردهای این بازی است. زانو به زانو نشستن، صدای نفسهای هم بازیها را شنیدن و حرکات رقیب را زیرنظر گرفتن به این بازی تعاملی رازگونه میدهد. زیرا هر بازیکن باید حرکت رقیب را ارزیابی کند و بتواند خود را با آن وفق دهد. تاثیر صوتی این بازی را هم نباید نادیده گرفت. مراحلی از بازی که در آن سنگها باید به هم بخورند و صدا بدهند و برعکس حرکاتی که باید بدون برخورد سنگها صورت بگیرد. صدای برخورد سنگها با هم مانند موسیقی گوشنوازی حرکات بازیکنان را همراهی می کند و حس شنوایی کودک را تقویت میکند.
یکی دیگر از نکات مثبت این بازی اهمیت عامل نظم در جریان آن است، زیرا بازی با نظمی منطقی از حرکتهای ساده آغاز میشود و با سرعت گرفتن بازی حرکتهای دشوار فراروی بازیکنان قرار میگیرد و آنان را به نوعی مبارزه دعوت میکند. هر حرکت دشوار به مثابه گذر از یک خان است و به نحوی دشواریهای مراحل زندگی را تداعی میکند و بازیکنان را برای غلبه بر مشکلات توانمند و آماده میکند. جست و جو برای یافتن راهکارهای مناسب خود نوعی مکاشفه است. چگونه باید دو سنگی را که بینهایت به هم نزدیک هستند یک به یک از زمین برداشت بی آنکه دستمان آن دیگری را لمس کند؟ چگونه میتوان دو سنگی را که از هم دورند با هم جمع کرد؟ و ...
منبع : کتاب کاوشی نو در بازی های سنتی - طاهره غیرابی - انتشارات دفتر پژوهش های فرهنگی


